۲-۱-۳-مصاحبه­ی انگیزشی

۲-۱-۳-۱-تعریف مصاحبه­ی انگیزشی

مصاحبه­ی انگیزشی به عنوان یک سبک مشاوره­ای رهنمودی و مراجع محور به مقصود تغییر رفتار برای کمک به مراجعانی می باشد که در پی جستجو و حل دوسوگرایی­هایشان هستند(رولینک و میلر، ۱۹۹۵به نقل از برئرز[۱] و همکاران؛ ۲۰۰۲). این شیوه آغاز از تجارب میلر در درمان مصرف­کنندگان الکلی به­دست­آمد و وقتی که برای اولین­بار توصیف شد بیشتر یک سبک درمانی بود تا یک مجموعه از تکنیک­های خاص. میلربه­جای­اینکه انگیزه را یک صفت ثابت شخصیتی بداند ، آنرا یک حالت آمادگی برای تغییر می­داند که در طول زمان و در موقعیت­های مختلف قابل­تغییر می باشد. پس فقدان انگیزش به عنوان صفت ذاتی در بیمار در نظر گرفته نمی شود بلکه به­جای آن حالتی می باشد که در حال تغییر می باشد. این تعریف انگیزش درست در نقطه­ی مقابل تعریف­های سنتی از انگیزش می باشد زیرا که آنها انگیزه­ی لازم برای تغییر را به عنوان صفت شخصیتی در نظر می­گرفتند(میلر،۱۹۸۳).

۲-۱-۳-۲-اصول و فنون مصاحبه­ی­ انگیزشی

از نظر رولنیک و میلر بین روح حاکم[۲] بر مصاحبه­ی انگیزشی و فنون خاص تفاوت هست )میلر ورولینک، ۱۹۹۵ به نقل از بریت[۳]، ۲۰۰۸). در روح حاکم بر مصاحبه­ی انگیزشی، آمادگی برای تغییر به عنوان صفت بیمار در نظر گرفته نمی ­ود، بلکه محصولی بی ثبات از تعامل بین شخصی می باشد(میلر و رولینک،۱۹۹۵) و انگیزش برای تغییر به عنوان حالتی در نظر گرفته می­شود که در بیمار برانگیخته می شود، به­جای­اینکه به وی تحمیل شود. در این نوع درمان  وظیفه درمانجو این می باشد که تردید خود را کشف و حل نماید و وظیفه­ی درمانگر آن می باشد که انتظار تردید­ها را داشته باشد، آنها را بشناسد و به بیمار برای مطالعه و حل آنها کمک کند. این فرق بین روح حاکم بر مصاحبه­ی انگیزشی و تکنیک های آن مهم می باشد. اگر درمانگری فنون مصاحبه­ی انگیزشی را بدون حفظ روح حاکم بر آن بکار ببرد مصاحبه­ی انگیزشی نیست، زیرا که باعث برانگیختن مقاومت بیمار می شود و کارایی درمان کاهش می یابد( به نقل از بریت،۲۰۰۸). این رویکرد، شیوه­ی فرد مدار(مثل صمیمیت، همدلی) و فن آن(مثل فرضیه های کلیدی، گوش کردن انعکاسی) را با­هم ترکیب می­کند. مصاحبه­ی انگیزشی از درمان­های کوتاه­مدت محسوب می شود که شامل شش عنصر می باشد و به صورت سرواژه FRAMESخلاصه می­شود؛ شامل بازخورد[۴]  ( F)، مسئولیت­پذیری  ( R )[i] ، توصیه­دادن[۵]  (A)، فهرستی از گزینه­های تغییر[۶]  ( M )، همدلی[۷]  ( E ) و خودکارآمدی[۸]  ( S ). در مصاحبه­ی انگیزشی، مشاور از مواجهه­ی کلاسیک که طی آن درمانگر بر نیاز به تغییر تاکید می­کند در حالی که درمانجو آن را قبول ندارد،اجتناب می­ورزد، مشاور به جای آن که درمانجو را مستقیما متقاعد سازد، به طور منظم اطلاعاتی را از او بیرون می­کشد و علت های نگرانی وتغییر را تقویت می­کند. همدلی که نکته کلیدی مداخلات کوتاه مدت اثربخش می باشد اساس مصاحبه­ی انگیزشی را تشکیل می­دهد. درمانگر جوی صمیمی و همدلانه ایجاد می­کند که به بیماران امکان می­دهد احساسات تردید آمیز در مورد تغییر را شناسایی کنند. درمانگر به طور مستقیم با مقاومت بیمار برخورد نمی­کند. بلکه مقاومت او را ماهرانه منحرف می­کند. هدف این فرایند ایجاد تضاد انگیزشی بین رفتارهای موجود درمانجو(خود واقعی) و هدف­های مطلوب (خودآرمانی) می باشد(بریت،۲۰۰۸؛ لووالو و توماس[۹]،۲۰۰۰).

۱٫Broers

۲٫Spirit

۳٫Britt

۱.Feedback

۲٫Advice

۳٫٫Menu

۴٫Empathy

۵.Self-efficacy

۶٫Lovallo&Thomas

 

متن کامل پایان نامه