چارچوب نظری پژوهش

چارچوب نظری بنیانی می باشد که تمامی پژوهش بر آن استوار می باشد. در خصوص چیستی عملکرد،  توجه­های متفاوتی هست. کین[۱] معتقد می باشد که عملکرد چیزی می باشد که فرد به جا می گذارد و جدای از هدف می باشد. برنادین[۲] عملکرد را به عنوان نتایج کار تعریف نموده می باشد اما عملکرد شرکت میزان موفقیت یک شرکت در خلق ارزش برای قسمت های مختلف بازار می باشد در واقع عملکرد شرکت بر اساس دستیابی به اهداف کسب و کار، از طریق واحدهای مختلف شرکت، تعیین می شود و موفقیت استراتژی های هر شرکت، در عملکرد آن شرکت منعکس می شود. اگرچه عملکرد می تواند معانی متنوعی داشته باشد (مثلا: کوتاه مدت یا بلندمدت و …) به طور عمده از دو دیدگاه می توان به آن نگریست، نخست مفهوم ذهنی که مرتبط می باشد با عملکرد شرکت ها نسبت به رقبای آن ها و دیدگاه دوم مفهوم عینی می باشد که بر پایه ی اندازه گیری مطلق عملکرد می باشد. با در نظر داشتن ادبیات تولید ناب می توان گفت شرکت های تولیدی می کوشند با توسل به اصول تولید ناب عملکرد بهتری در بازار رقابتی امروزه از خود ارایه دهند. تولید ناب یک استراتژی مدیریتی و رویکردی جهت شناسایی و حذف ضایعات و برای حداقل نمودن هزینه ها و حرکت به سوی بهره وری و تعالی سازمانی می باشد (ملک اخلاق و رجبی زاده، ۱۳۹۰: ۵).

محقق با مطالعه متون و ادبیات پیشین، در پژوهش انجام شده در خصوص ارتباط بین تولید ناب و عملکرد بازرگانی شرکت­های تولیدی استان گیلان، به مقصود تشریح ابعاد تولید ناب از نظرات کارلسون و آهلشتروم (۱۹۹۶)، استفاده نموده می باشد. مطالعات انجام شده از سوی کارلسون و آهلشتروم در سال ۱۹۹۶در مقاله ای با عنوان ارزیابی تغییرات در جهت نابی به مقصود عملیاتی کردن اصول متفاوت تولید ناب آمده می باشد. نامبردگان در تحقیقات خود تولید ناب را دارای ۹ اصل، حذف اتلاف ، بهبود مستمر، نواقص صفر، تولید بهنگام، تیم­های چند­ وظیفه­ای، عدم تمرکز، یکپارچگی و سامانه­های اطلاعاتی عمودی معرفی نموده­اند (جعفرنژاد، ۱۳۹۰: ۱۶۶).

 

 

 

 

 

در پژوهش حاضر طبق نمودار (۱-۱) ارتباط­ی بین ۹ اصل فوق و عملکرد بازرگانی شرکت­های تولیدی استان گیلان مورد مطالعه قرار گرفته می باشد.

 

نمودار (۱-۱) مدل ارتباط بین متغیرهای مستقل و وابسته پژوهش

 

 

 

 

۱-۷) فرضیه های پژوهش

فرضیه اصلی این پژوهش عبارت می باشد از این­که بین میزان اجرای تولید ناب و عملکرد بازرگانی شرکت های تولیدی استان گیلان ارتباط مثبت هست.

فرضیه های فرعی پژوهش شامل موارد زیر می باشد:

  • بین میزان حذف اتلاف و عملکرد بازرگانی شرکت های تولیدی استان گیلان ارتباط مثبت هست.
  • بین میزان بهبود مستمر و عملکرد بازرگانی شرکت های تولیدی استان گیلان ارتباط مثبت هست.
  • بین میزان نواقص صفر و عملکرد بازرگانی شرکت های تولیدی استان گیلان ارتباط مثبت هست.
  • بین میزان تولید بهنگام و عملکرد بازرگانی شرکت های تولیدی استان گیلان ارتباط مثبت هست.
  • بین میزان سامانه تولید کششی و عملکرد بازرگانی شرکت های تولیدی استان گیلان ارتباط مثبت هست.
  • بین میزان تیم های چند وظیفه ای و عملکرد بازرگانی شرکت های تولیدی استان گیلان ارتباط مثبت هست.
  • بین میزان عدم تمرکز در مسولیت ها و عملکرد بازرگانی شرکت های تولیدی استان گیلان ارتباط مثبت هست.
  • بین میزان یکپارچگی و عملکرد بازرگانی شرکت های تولیدی استان گیلان ارتباط مثبت هست.
  • بین میزان سامانه های اطلاعاتی عمودی و عملکرد بازرگانی شرکت های تولیدی استان گیلان ارتباط مثبت هست.

۱-۸) تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها

تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای پژوهش شامل موارد ذیل می­باشد:

۱-۸-۱) متغیر وابسته (عملکرد بازرگانی): عملکرد به معنای فرآیند تبین کیفیت اثربخشی و کارایی اقدامات گذشته می باشد.  در این پژوهش عملکرد بازرگانی بر اساس سازه­های عملکرد بازار و عملکرد مالی اندازه­گیری می­شود. عملکرد بازار با معیاره­های حفظ مشتری، جذب مشتری جدید و عملکرد مالی دارای معیارهای نرخ بازده دارایی، سهم بازار و رشد فروش می باشد. (قنواتی و صمدی، ۱۳۹۱: ۵۲)

[۱] – Richrd Kein

[۲] – Menio Bernadin

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید