۴-۲ صفات شخصیت

۱-۴-۲تعریف شخصیت

مفهوم شخصیت چیست و چگونه بایستی آن را تعریف کرد؟ تعریف مفهوم شخصیت، مانند اکثر مفاهیمی که به ویژگی های بشر مربوط می شود، کار آسانی نیست زیرا مفهومی که این کلمه در زبان عامیانه پیدا کرده می باشد با مفهومی که در روان شناسی برای آن قائل شده اند، تفاوت زیادی دارد. در زبان عامیانه، کلمه شخصیت معانی مختلفی دارد، مثلاً، در لغت نامه دهخدا معانی زیر برای آن ذکر شده می باشد؛ شرافت، رفعت، نجابت، بزرگواری، مرتبه و درجه. در روانشناسی اصطلاح شخصیت هیچ یک از معانی بالا را ندارد. بلکه معانی آن عبارت می باشد از «سبک» یک فرد می باشد، بدون آن که کوچکترین قضاوت ارزشی داشته باشیم. پس بایستی بگویم هر فرد سبک خود یعنی شخصیت خاص خود را دارد که از او انسانی واحد و منحصر به فرد می سازد. شخصیت یعنی شیوه خا بودن. برای روشن تر شدن مفهوم شخصیت بهتر می باشد ریشه این کلمه را در نظر بگیریم. کلمه شخصیت، ترجمه کلمه لاتین پرسونالیتی یا کلمه فرانسوی پرسونالیته می باشد که هر دو از کلمه لاتین پرسونا مشتق شده می باشد. پرسونا ماسکی بود که در زمان قدیم، بازیگر تئاتر به صورت خود یم زد و آن را تا آخر نمایش نگه می داشت. پس مفهوم اولیه شخصیت تصویری ظاهری و اجتماعی می باشد که براساس نقشی که فرد در جامعه بازی می کند، قرار دارد(گنجی،۱۳۸۹).

برداشت های متفاوتی از شخصیت هست و این برداشت ها به وضوح نشان می دهد که با گذشت زمان معنای شخصیت از مفهوم اولیه آن که تصویری ظاهری و اجتماعی بود، بسیار گسترده تر شده می باشد.

گوردون آلپورت[۱] (۱۹۶۱) می گوید: شخصیت سازمان پویا و درون فرد می باشد که از سیستم های روانی تشکیل شده می باشد و این سیستم ها رفتار ویژه و تفکر او را معین می کنند.

گلیفورد[۲] گفته می باشد: شخصیت یعنی الگوی منحصر به فرد از صفات.

کمپل شخصیت را چنین تعریف می کند: منش، خصوصیات و تا حدی الگوها و واکنش رفتاری قابل پیش بینی که هر فرد به صورت ناخودآگاه به عنوان سبک و شیوه زندگی از خود نشان می دهد.

دیود مک کللند[۳] (۱۹۵۱) می گوید: شخصیت رساترین و جامع ترین مفهومی می باشد که گویای رفتار شخص در همه زمینه هاست.

[۱] . Allport

[۲] .  Gilford

[۳]  . Mc clelland

متن کامل پایان نامه