انگیزش

۲-۳-۱تعریف انگیزش:

به سبب اهمیت قابل ملاحظه ای که ادراکات، امیال، سائقها و کنشهای متقابل محیط، در فرآیند انگیزش دارند و از عوامل تشکیل دهنده انگیزش نیز می باشند، نمی توان به تعریفی دست پیدا کرد که از نظر همه متخصصان قابل قبول باشد، شاید به همین دلیل می باشد که بسیاری از مردم به اشتباه، انگیزش را یکی از ویژگی های شخصیتی می دانند، یعنی چنین می پندارند که بعضی آن را دارند و بعضی فاقد آن هستند(حقیقی،۱۳۹۱).

افرادی که دارای انگیزش هستند، هنگام کارکردن، نسبت به افرادی که انگیزش ندارند،فعالیت بیشتری از خود نشان می دهند. البته شرط آن این می باشد که کار مورد نظر بتواند بعضی از نیازهای فرد را ارضاء کند. نکته مهم این می باشد که انگیزش افراد به قدرت انگیزه هایشان بستگی دارد. همچنین بایستی گفت که افراد از نظر پویایی انگیزشی، با یکدیگر متفاوتند. پس به هنگام تجزیه و تحلیل مفهوم انگیزش، نباید فراموش کرد که سطح یا میزان انگیزش بین دو نفر و (حتی یک نفر) در زمانهای متفاوت فرق می کند(حقیقی،۱۳۹۱).

حال با در نظر داشتن مطالب عنوان شده می توان «انگیزش» را اینگونه تعریف کرد: میل به کوشش فراوان در جهت تامین هدفهای سازمان، به گونه ای که این کوشش در جهت ارضای بعضی از نیازهای فردی سوق داده شود(حقیقی،۱۳۹۱).

جان اتکینسون انگیزش را عبارت از نفوذ و تاثیرات متفاوتی می داند که در راستای شدت و پایداری کنش به اقدام می آیند(حبیبی،۱۳۷۷).

۲-۳-۲ اجزاء انگیزش:

  • جزء اول مربوط به انرژی یا نیرو دهی به رفتار می باشد که شامل علائم یا نشانه های محیطی، خاطره ها ونیز پاسخهای عاطفی که افراد را برای رفتار معین هدایت می نمایند، می باشد.
  • جزء دوم، مربوط به هدف می باشد که رفتار فرد را هدایت نموده و یا به آن جهت می دهد.
  • جزء سوم، به بقاء و دوام رفتار توجه دارد و تداوم آن را موجب می شود. رفتار وقتی تداوم پیدا می کند که عوامل محیطی، جهت و شدت سایقها و نیروهای فرد را تقویت کنند.

از ترکیب این اجزاء سه گانه می توان به یک تعریف کلی دست پیدا کرد «فرایند در نظر داشتن نیروهای پیچیده، سایقها، نیازها و شرایط تنش زا با مکانیسم های دیگری اطلاق می شود که فعالیت فرد را برای تحقق هدف های وی آغاز کرده و به آن تداوم می بخشد.»(حقیقی،۱۳۹۱).

۲-۳-۳ فرآیند انگیزش:

انگیزش شامل یک سری رفتارهای بیرونی می باشد، این رفتارهای بیرونی فرایندی را تشکیل می دهند، که آنرا فرآیند انگیزش می نامند. عوامل تشکیل دهنده این فرآیند به این شکل اقدام می کنند که نیاز ارضاء نشده باعث بروز تنش شده و غرایز و محرکات را در فرد تحریک می نماید. این غرایز و محرکات باعث می شوند که فرد بدنبال یافتن اهداف ویژه ای برود، بطوریکه اگر به آنها دست یابد، نیازهایش ارضاء خواهند شد. این امر سبب کاهش تنش می شود. در این موقعیت افراد برانگیخته شده در حالت تنش و فشار درونی هستند و به همین دلیل آنها به مقصود فرو نشاندن این تنش مشغول فعالیتی می شوند(حقیقی،۱۳۹۱).

ذکر این نکته ضروری می باشد که تنش بیشتر، فعالیت بیشتری را ایجاب می کند زیرا در این صورت فرد تسکین می یابد. پس هنگامیکه مشاهده می شود افراد و کارکنان در انجام بعضی از فعالیتها سخت مشغول به کار می باشند، می توان نتیجه گرفت که آنها با تمایل به تحقق اهدافی که از نظر خودشان ارزش دارد، برانگیخته شده اند. شکل ۲-۱ گویای این مطلب می باشد.(حقیقی،۱۳۹۱).

فروش فایل متن کامل این پایان نامه با فرمت ورد در این لینک