۲-۲-۷- آیا ادراک مانند صفاتی می باشد که بتوان آن را به خدا نسبت داد؟

با در نظر داشتن آیه شریفه (الا بصاروهو یدرک الا بصار وهو الطیف الخبیر ) مدرک به( اسم فاعل ) از اسماء خداوند می باشد .در قرآن کریم وروایات به اسم الهی «مدرک» تصریح شده وخداوند مدرک می باشد در فعل «یدرک» در آیه شریفه بیانگر همین اسم الهی می باشد  (فاضل، ۱۳۸۸).

در معنای ادراک میان متکلمان اختلاف نظر هست که آن وصف ادراک برای خداوند غیر از علم خداوند به امور کلی وجزیی بوده وصفت دیگری می باشد ویا مقصود ،همان علم ومعنایی مترادف با آن می باشد ویا این که مقصود علم خاص خداوند به موجود می باشد، به صورت جزیی وعینی می باشد. پس مقصود از ادراک خداوند شهود اشیای خارجی وتسلط کامل خداوند بر اشیا می باشد، گفتنی می باشد از اطلاق صفات اسمایی که شرع مقدس برآن اذن داده می باشد بر خداوند و اتصال  خداوند بر آن ونیز در جایز نبودن اطلاق صفات واسمانی که شارع منع کرد. اختلاف نظر نسبت تنها اختلاف در صفات آسمانی می باشد که از سوی شعارع نه به صورت آشکار معنی شده وخداوندبرجوار این اتعصاف چیزی وارد شده می باشد گروهی دراین باره به توقیفی نبودن صفات واسمای الهی حکم کرده اند یعنی لازم نسبت که حتما درمورد یا اسم الهی آیه وروایتی وارد شده باشد بلکه همین قدر که معنای اسم یا صفتی موهوم نباشد وبرای ذات باری تعالی محالی پیش نیاید می‌توان خداوند را به آن اتصال نماید.اما گروهی دیگر صفات واسماء را توفیقی دانستند ومعتقدند که خداوند را تنها به صفات واسمائی می‌ توان خواند که خود خداوند می باشد یا پیامبر وامامان معصوم (ع)وگروه سوم میان صفات واسماء‌ فرق نهاده اند واسما را توفیقی وصفات را غیر توفیقی شمرده‌اند (موسوی خراسانی،۱۳۹۰).

 متن کامل پایان نامه


دیدگاهتان را بنویسید