–      چارچوب نظری پژوهش

چار چوب نظری پژوهش در واقع آغاز و انتهای پژوهش و یک منبع هدایت کننده می باشد، درست به مانند یک پروژکتور. از آنجا که چارچوب نظری پژوهش بایستی بتواند ارتباط منسجم و معنی داری میان مفاهیم و فرضیه های پژوهش مستقر نماید تا به آن وسیله محقق را به سمت پاسخ ها هدایت نماید، از اینرو برای ساخت چنین چارچوبی پیمودن مراحل زیر لازم می باشد:

اول ) تعریف مسئله پژوهش

دوم) طرح سؤالات پژوهش

سوم) ذکر متغیرهای مؤثر در هریک از سؤالات پژوهش

چهارم) صورتبندی فرضیه های هریک از سؤالات پژوهش

پنجم) تدوین مدل پژوهش ( کیوی و کامپنهود[۱]، ۱۳۸۹).

پژوهش حاضر به دنبال مطالعه تأثیر حمایت سازمانی ادراک شده، عدالت توزیعی و انگیزش شغلی کارکنان بر واکنش به فن آوری اطلاعات جدید در سازمان سرمایه گذاری و کمک های اقتصادی و فنی ایران می باشد.

بشر یکی از مهمترین عوامل پیشبرد اهداف سازمانی بهشمار میرود. روانشناسان صنعتی و سازمانی به مقصود افزایش کارایی و بهره وری کارکنان و سازمان ها، به شناسایی و مطالعه سازه های مهم روانشناختی تأثیرگذار بر اثربخشی پرداخته اند. دو سازه مهم روانشناختی که تأثیر برجسته ای در افزایش اثربخشی فرد و سازمان دارند، انگیزش شغلی و حمایت سازمانی ادراک شده می باشد.

از سویی حمایت سازمانی ادراک شده، اعتقاد و ادراکی می باشد که یک فرد دارد، مبنی بر این که رفاه و آسایش او و میزان مشارکت او در موفقیت سازمان، برای سازمان حائز اهمیت می باشد.  بایستی گفت که سطح بالای این پدیده (درک حمایت سازمانی) باعث ایجاد تعهد در کارکنان به مقصود جبران این امتیازات و منافع خواهد شد که ممکن می باشد در قالب رفتارهای مشارکتی و رفتارهای شهروندی سازمانی بروز پیدا کند (سایلونگ و سما[۲] : ۲۰۰۸، ۱۴۰).

صاحب نظران رفتار سازمانی علت تأثیر درک حمایت های سازمانی بر رفتارهای شهروندی سازمانی را در قالب نظریه‏ی تبادل اجتماعی مطرح کرده اند. به اعتقاد صاحب نظران، رفتار شهروندی سازمانی مظهری می باشد از تئوری تبادل اجتماعی که برای اولین بار توسط بلاو  در سال ۱۹۶۴ ارائه و سپس توسط کونووسکی و پاگ  در سال ۱۹۹۴ تکمیل گردید (دکاپ، سیرکاوآندرسون[۳] ، ۲۰۰۳: ۱۰۹).

این تئوری اظهار می دارد، افراد هنگامی که از فعالیت ها و اقدامات هر موجودیتی سود و منفعتی کسب می کنند، خود را متعهد به ادای دین می‏دانند و کوشش در جبران و واکنش متقابل دارند (هوآنگ[۴]، جین و یانگ، ۲۰۰۴: ۵۰۲). همچنین بشر ها دوست دارند که همان طور که آن ها با سایرین رفتار می کنند، دیگران نیز در قبال آنان همان گونه رفتار کنند. اگر رفتار سرپرستی با کارمندش منصفانه باشد، کارمند نیز برای جبران این رفتار، کوشش در ارتقای عملکرد خود دارد. بایستی توجه داشت که مفهوم معامله ی متقابل قادر به بهبود طرز تفکر کارکنان، رفتار آنان و عملکرد شغلی آن هاست و بدین ترتیب بر روی اثربخشی سازمانی نیز اثرگذار می‏باشد. این امر، اهمیت مفهوم معامل هی متقابل را که باعث شکل گیری پدیده ی تبادل اجتماعی شده می باشد، می‏رساند (دکاپ، سیرکا و آندرسون[۵]، ۲۰۰۳: ۱۱۰).

از سویی دیگر، صاحب نظران رشته‏ی بازاریابی نیز با مطرح کردن تئوری بازاریابی داخلی کمک فراوانی به درک بهتر اهمیت درک حمایت سازمانی و تأثیر آن بر رفتارهای شهروندی سازمانی کردند. این مفهوم در آغاز توسط گرونروز در سال ۱۹۸۳ مطرح و در ادامه توسط جورج  در سال ۱۹۹۰ تکمیل شد (روشا[۶] ، ۲۰۰۸: ۹ و پاگ ، ۲۰۰۵: ۴۱).

گرونروز معتقد می باشد که پیش شرط لازم و ضروری برای ایجاد یک بازاریابی ارتباط مدار موفق، ایجاد یک بازاریابی داخلی با کارکنان می باشد. وی معتقد می باشد که تأکید بازاریابی داخلی بر این می باشد که یک سازمان چگونه می‏تواند کارکنانی آگاه به نیازهای مشتریان را جذب و نگهداری کند. این مفهوم اظهار می دارد، پیامدهای مثبتی هم زیرا رضایت مندی، وفاداری، تکرار خرید و… که متعلق به مشتریان می باشد، وابسته به وجود کارکنانی می باشد که اهداف سازمانی را مورد حمایت خود قرار دهند که در این میان، ارائه‏ی حمایت‏های سازمانی مطلوب در قبال کارکنان به وابستگی و تعلق خاطر افراد به سازمان هایشان منجر خواهد شد (بیناستاک[۷]، دموران ویل و اسمیت[۸] ، ۲۰۰۳: ۳۶۱). در این میان، رینوسو، مورس، اسلگ و آیزنبرگر در تحقیقات خود بر روی کیفیت خدمات داخلی خاطرنشان کردند که فعالیت‏های حمایتی داخلی سازمان در قبال کارکنان و نتایج و رفتارهای حاصل از این حمایت‏ها، ارتباط‏ی تنگاتنگی با رضایت مشتریان بیرونی سازمان دارد (رائوب[۹] ، ۲۰۰۸: ۱۸۴).

از سوی دیگر یکی از مهمترین متغیرهای پیش بین نگرشهای مثبت شغلی و نیز عملکرد مطلوب فردی و سازمانی، انگیزش شغلی می باشد. انگیزش شغلی مجموعه ای از نیروهای اثربخشی می باشد که از درون و ورای وجود شخص سرچشمه می گیرد تا آغازگر رفتار مربوط به کار باشد و شکل، جهت، شدت و مداومت آن را تعیین می کند. اصولاً نظریه های مختلفی تبیین انگیزش شغلی هست که از میان آنها می توان به نظریه عدالت سازمانی، نظریه هدفگذاری و نظریه انتظار- ارزش اشاره کرد. یکی از نظریه های جدید در زمینه انگیزش شغلی نظریه خودتعیین کنندگی  می باشد که بر انواع گوناگون انگیزش در افراد به جای مقدار آن تمرکز دارد و توجه ویژهای به مفهوم انگیزش خودمختاری، انگیزش کنترل شده و بی انگیزگی  به عنوان پیش بین های مهم پیامدهای عملکرد و بهزیستی دارد (گاگنه و دسی[۱۰]، ۲۰۰۵).

[۱]  Keyvi And Kapenhood

[۲] Shillong And Sama

[۳]  Decup And Anderson

[۴]  Huang And Jin Yuang

[۵]  ِDecup, Sivrva And Anderson

[۶]  Rosha

[۷]  Binastak

[۸]  Smith

[۹]  Raeub

[۱۰]  Gagne And Smith

فروش فایل متن کامل این پایان نامه با فرمت ورد در این لینک