یکی از متغیر های مورد بحث در پژوهش حاضر ساختار سازمانی می باشد که دیدگاه­ ها و تعاریف مختلفی درمورد ساختار سازمانی هست. ساختار در یک مفهوم به معنی ترتیب وظایف برای انجام دادن کاری می باشد. این مفهوم را می­توان به گونه بهتری با استفاده از نمودار سازمانی توضیح داد. مفهوم نسبتاً ساده و ملموسی از ساختار به شکل نمودار سازمانی، نمادی آشکار از کل فعالیت ­ها ، شیوه ­های ارتباطی و فرآیند های سازمانی می باشد ( جکسون و مورگان ،۱۹۸۲ ، ۸۰ ).          اما چه چیزی تعیین کننده ساختار سازمانی می باشد؟ کلاسیک­ ها در زمینه نظریه سازمان مکاتب مختلفی عرضه کرده­اند. بعضی معتقدند که عوامل معینی مانند اندازه ، محیط ، یا فناوری تعیین کننده ساختار سازمانی می باشد. به نظر آنها این عوامل، محدودیت­های اقتصادی یا محدودیت­های دیگری را بر سازمان­ ها تحمیل می­کند و سبب می­شود که آنها به انتخاب ساختارهای خاصی مجبور شوند.

مینتزبرگ ( ۱۹۷۹ ، ۲ ) معتقد می باشد که ساختار، مجموعه راه­ هایی می باشد که کار را به وظایف مشخص تقسیم ، و هماهنگی میان آنها را فراهم می­کند. به نظر او ساختار ، توزیع قدرت در سازمان را نشان می­دهد و صرفاً ساز و کار هماهنگی نیست بلکه فرآیند های سازمانی را تحت تأثیر قرار می­دهد.

به نظر بارنی و گریفین (۱۹۹۹ ، ۱۵ ) ساختار سازمانی چارچوب روابط حاکم بر مشاغل ، سیستم­ ها و فرآیند های عملیاتی و افراد و گروه­هایی می باشد که برای رسیدن به هدف کوشش می­کند.

جکسون و مورگان از تعریفی اصلاح شده استفاده می­کنند که در آغاز توسط چایلد ارائه شده می باشد. آنها ساختار را به عنوان « تأثیر­های کاری و ساز و کارهای مدیریتی تعریف می­کنند که الگویی از فعالیت­ های شغلی به هم پیوسته را ایجاد می­کند و سازمان را قادر می­سازد تا فعالیت ­های کاری خود را هدایت ، متناسب و کنترل نماید » ( جکسون و مورگان ، ۱۹۸۲ ، ۸۱ ).

از طریق ساختار سازمانی عملیات و فعالیت­های داخل سازمان ، تنظیم و خطوط مسئولیت و اختیار مشخص می­شود. ساختار به مدیران نشان می­دهد که مسئول سرپرستی چه کسانی هستند و به کارکنان ، مدیرانی را می­شناساند که از آنها آموزش و دستور می­گیرند. کمک به جریان اطلاعات نیز از تسهیلاتی می باشد که ساختار برای سازمان فراهم می­کند (آرنولد و فیلدمن، ۱۹۸۶ ، ۲۴۱ ).

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید