ساختار سازمانی بایستی توان تسریع و آسان سازی تصمیم­گیری ، واکنش مناسب نسبت به محیط و حل تعارضات بین واحدها داشته باشد. ارتباط بین ارکان اصلی سازمان و هماهنگی بین فعالیت­های آن و اظهار ارتباطات درون سازمانی از نظر گزارش­ دهی و گزارش­گیری ، از وظایف ساختار سازمانی می باشد ( دفت ، ۱۹۹۱ ، ۲۱۰ ).

اگر چه مفهوم ساختار سازمانی واقعیتی می باشد که بر هر کسی در سازمان اثر می­گذارد و همه به نوعی با آن سر و کار دارند، کم و بیش، مفهومی انتزاعی می باشد (کاست و رزن ویگ ، ۱۹۸۵ ، ۲۳۴ ).

یکی از متغیر های مورد بحث در پژوهش حاضر فرهنگ سازمانی می باشد . فرهنگ سازمانی  از زمان مطرح شدن در سالهای ۱۹۸۰ توسط  اوچی[۱] ،  واترمن[۲] و دیگران یکی از مهمترین و قابل بحث ترین موضوعات در زمینه رفتار سازمانی بوده می باشد. درمورد چگونگی تعریف فرهنگ سازمانی اتفاق آرا وجود ندارد، اما همه  آنها در سه چیز  مشترکند : نخست فرهنگ قالب ارزشهایی می باشد که شخص آن را مش.ل رفتار مناسب در سازمان می داند. دوم این ارزشها  بدلیل مورد تایید  بودنشان انتخاب شده اند. سوم بر محمل های نمادین که به طور معمول از طریق آنها مبادله می شوند  استوارند.  فرهگ سازمانی از علوم مردم  شناسی ( با تعاریف دقیق از یک یا دو سازمان )، جامعه  شناسی ( مطالعه تعداد بیشتر ) ، روانشناسی اجتماعی ( بکار گیری ماهرانه نمادها ) و مطالعات اقتصادی به عنوان ابزار مدیریت و عامل تعیین کننده عملکرد بهره برده می باشد. اوچی ، پیترز و واترمن ابعاد متعددی را که باعث ایجاد تفاوت در ارزشهای سازمانی می شود ، مانند سلوک با کارکنان ، تعاریف ابزارهای تصمیم گیری و واگذاری  مسئولیت برای نتایج حاصل از تصمیم گیری را نام برد. ( رابینز ، ۱۹۹۷ ، ۳۷۳ )

فرهنگ و ساختار سازمانی می تواند بر عملکرد بالقوه گروه اثر گذار باشد. فرهنگ بعضی از سازمانها تمایل به فردگرایی شدید دارد، یعنی بر عملکرد ، پیشرفت و پاداش های فردی تأکید می کند. این تأکید می تواند بر کار سازمانی اثر منفی بگذارد و شکل گروه های کاری اثر بخش را دشوار سازد. از طرف دیگر سازمان در فرهنگی می تواند پیشرفت کند که ارزش زیادی برای کار سازمانی قائل باشد و سهیم بودن افراد در کارسازمانی را ارزش بداند.

کاووسی معتقد می باشد بشر فرهنگ را می آفریند و فرهنگ هم بشر را می سازد .فرهنگ به بشر یاد می دهد تا اندیشه های ثابت و پایداری را بیاموزد ودر قالب گروههای پیچیده ای که وظایف جداگانه و ویژه دارند سامان یابد. ریشه فرهنگ هر سازمان را بایستی در باورها ، هنجارها و ارزشهای آن جستجو نمود. ( کاووسی ،  ۱۳۸۸ ، ۱۴۵ ).

هاردی و براون معتقد می باشد فرهنگ سازمانی نظامی از ارزش ها و باورهای مشترک می باشد که تعامل با افراد، ساختار و نظام های سازمان و هنجارهای رفتاری را می سازد. ( هاردی و براون ،  ۱۳۷۷ ، ۱۵۲ ).

به نظر استونر و فریمن فرهنگ سازمانی عبارت می باشد از مجموعه ای از ارزشها ، باورها ، توجه ها و هنجارهای مشترک که رفتار و انتظارات اعضای سازمان را می سازد و به اظهار وسیع تر فرهنگ سازمانی تعیین کننده نوع رفتار کارکنان می باشد و اولویت ها را تعیین می نماید. ( استونر و فریمن ،  ۱۳۷۵ ، ۲۹۰ ).

[۱]  Uchi

[۲]  Waterman

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید