پایان نامه بین شاخص O.O.P با بروز اختلالات روانی در بیماران مبتلا به سرطان سینه

مقدمه

سرطان پستان از علل اصلی مرگ و میر و ناخوشی در سطح جهان می باشد. این بیماری ۴/۲۱ درصد از کل سرطان ها را در بین زنان ایرانی تشکیل می دهد. درمان سرطان پستان همچنین یکی از درمان های پرهزینه در خدمات درمانی محسوب می شود. با در نظر داشتن اینکه منابع مالی برای بخش های مراقبت سلامت محدود هستند، ارزیابی هزینه های درمانی سرطان پستان می تواند برای تعیین بار اقتصادی ناشی از این بیماری به سیاست گزاران نظام سلامت کمک نماید. لازمه این ارزیابی آشنایی با بعضی مفاهیم در حوزه بیماری سرطان، اقتصاد سلامت و سلامت روان میباشد.

دراین فصل مروری بر مبانی نظری موضوع انجام شده می باشد. در آغاز اجمالا به توصیف مفاهیم بیماری سرطان و روشهای درمان آن پرداخته، سپس مباحث مربوط به هزینه های درمان، تئوریهای فقر و درآمد خانوار که در انجام پژوهش حاضر موثر می باشد توضیح داده شده می باشد. در ادامه مطالبی در خصوص سلامت روان همچنین دیدگاهها و نظریه های مختلف پیرامون بحث روان تشریح میگردد، پس از آن مدل مفهومی و چارچوب نظری پژوهش اظهار شده و در پایان تاریخچه مطالعات و یافته های آخرین پژوهش ها در زمینه ی هزینه های کمرشکن و هزینه های درمانی مربوط به حوزه سلامت به ویژه  سرطان، ارائه میگردد.

 

۲-۲- مفاهیم و عوامل مرتبط با هزینه های درمان

بیماران علی الخصوص بیماران سرطانی در ایران مجبور به پرداخت هزینه های نسبتاً بالائی می شوند. عوامل متعددی می تواند در این هزینه ها تأثیر داشته باشد بعضی از این عوامل عبارت می باشد از: دوره های طولانی درمان، قیمت بالای داروهای شیمی درمانی، هزینه های بالای وسایل مصرفی جهت اقدام های جراحی و تکنولوژی بالا و گرانقیمت بکار رفته در مراحل مختلف درمان. محدودیت مراکز دولتی در ارائه خدمات مورد نیاز به این بیماران و نداشتن پوشش مناسب بیمه درمانی نیز مزید بر علت می باشد. با این وجود هزینه درمان این بیماران در داخل کشور نسبت به خارج بسیار کمتر می باشد (پایگاه تخصصی دانشجویان پرستاری و پرستاران دانشگاه علوم پزشکی بقیه الله(عج) تهران).

هزینه های دارویی قسمت عمده هزینه های سلامت را تشکیل می دهد به طوری که طبق گزارشات جهانی در سال ۱۹۹۷ این هزینه ها برای کشورهای در حال توسعه ۲۰ تا ۵۰ درصد کل هزینه های سلامت بوده می باشد. پرداخت مستقیم برای داروها باعث می شود خانوارها با هزینه های کمرشکن سلامت مواجه شوند به طوری که مطالعات در کشورهای مختلف نشان داده می باشد که یک تا ۱۳ درصد خانوارها با هزینه های کمرشکن مواجه شده اند (کاوسی و همکاران، ۱۳۸۸: ۴۰).

بعضی مفاهیم وجود دارند که تاکنون اساس و اهداف بسیاری از پژوهش ها را شکل داده اند. در این راستا کوشش هایی از سوی محقیقین صورت گرفته تا این مفاهیم را بصورت فرمول اظهار نموده و در ارتباط با خانوارها آن ها را اندازه گیری نمایند. بعضی از مفاهیمی که می توان به آن ها اشاره کرد در زیر آورده ایم:

۱٫هزینه کمرشکن ۲٫ درآمد مؤثر ۳٫ توان پرداخت خانوار ۴٫ هزینه معاش ۵٫ شاخص O.O.P 6. خانوارهای مواجه باهزینه کمرشکن سلامت ۷٫ منحنی لورنز  ۶٫ ضریب جینی ۷٫ شاخص انصاف در مشارکت مالی ۸٫٫ فقر و خط فقر

 

۲-۲-۱-  محاسبه هزینه کمرشکن:

امروزه هزینه های کمرشکن در حوزه ی سلامت با در نظر داشتن مفهومی به نام “توان پرداخت خانوار” تعریف می شود. درآمد باقی مانده ی خانوار بعد از رفع نیازهای اساسی به عنوان “توان پرداخت خانوار”  شناخته می شود. بر این اساس هزینه های کمرشکن سلامت، این گونه تعریف شده می باشد: خانوارهایی که هزینه سلامت آنان در یک دوره معیین، فراتر از ۴۰% درآمد باقی مانده – بعد از رفع نیازهای اساسی – باشد، با هزینه ی کمرشکن روبرو بوده اند (کاوسی و همکاران، ۱۳۸۸: ۴۰).

البته این میزان در جاهایی بین ۵ تا ۲۰درصد هزینه کرد برای سلامت، در مطالعه های گوناگون گزارش شده می باشد. اما آن چیز که پذیرفته شده و دارای مقبولیت می باشد همواره ۴۰ درصد بوده می باشد. بنابر این در این پژوهش نیز خانوارهایی با هزینه ی سلامتی بیش از ۴۰%  ظرفیت پرداخت، در گروه خانوارهای مواجه با هزینه های کمرشکن قرار می گیرند.

۲-۲-۲- درآمد مؤثر:

درآمد مؤثر بر اساس کل هزینه های مصرفی یک خانوار در یک دوره زمانی خاص در نظر گرفته می شود که در بسیاری از کشورها بهتر از درآمدهای گزارش شده در پیمایش خانوارها، بازگو کننده ی قدرت خرید خانوار می باشد. اما متاسفانه آمارهای مربوط به این بخش در کشورمان به درستی و دقت سایر کشورها ارائه نمی شود (کاوسی و همکاران، ۱۳۸۸: ۴۰).

لازم می دانم برای روشن شدن مفاهیم متوسط درآمد ناخالص سالانه خانوار و  متوسط هزینه ناخالص سالانه خانوار مطالبی را در ادامه ارائه نمایم:

در آمارهای ارائه شده توسط بانک مرکزی مفهوم هزینه‌های ناخالص خانوار شهری هست که شامل: خوراکی‌ها و آشامیدنی‌ها، دخانیات، پوشاک و کفش، مسکن، آب، برق و گاز و سایر سوخت‌ها، لوازم، اثاث و خدمات مورد استفاده در خانه، بهداشت و درمان، حمل و نقل، ارتباطات، تفریح و امور فرهنگی، تحصیل، رستوران و هتل و کالا‌ها و خدمات متفرقه می باشد.

بنابر اعلام بانک مرکزی: متوسط هزینه ناخالص سالانه یک خانوار ساکن در مناطق شهری در سال ۹۱ نشان می‌دهد که استان‌های تهران و سیستان وبلوچستان به ترتیب بیشترین و کمترین سهم را به خود اختصاص داده بودند. براساس این گزارش، استان تهران در سال ۹۱، سالانه با حدود ۲۹۱ میلیون و ۲۸۰ هزار ریال (ماهانه حدود۲۴ میلیون و ۲۷۳ هزار ریال) بیشترین و استان هرمزگان با حدود ۱۱۴ میلیون و ۹۹۴ هزار ریال (ماهانه حدود ۹ میلیون و ۵۸۳ هزار ریال) کمترین هزینه خانوار شهری را به خود اختصاص داده‌اند. هزینه آب، برق، گاز و مسکن با ۳۲٫۹ درصد در سال ۹۱ بیشترین سهم هزینه ناخالص یک خانوار شهری را به خود اختصاص داده می باشد. این سهم در استان تهران با ۴۵٫۳ درصد بیشترین سهم را در میان سایر استان‌های کشور نشان می‌دهد.

در سال ۹۱ متوسط هزینه ناخالص سالانه یک خانوار شهری حدود ۲۱۶ میلیون و ۵۴۰ هزار ریال (ماهانه حدود۱۸ میلیون و ۴۵هزار ریال) بوده می باشد. از کل این مبلغ، ۲/۲۶ درصد (حدود ۵۶ میلیون و ۸۴۱ هزار ریال) سهم گروه خوراکی ها و آشامیدنی ها میباشد. بیشترین میزان هزینه سالانه برای خوراکی ها (هزینه معاش) مربوط به استان کهگیلویه و بویر احمد با ۹۲ میلیون و ۹۶ هزار ریال و کمترین میزان هزینه معاش (خوراکی ها) مربوط به استان هرمزگاه با مبلغ ۳۷ میلیون و ۹۳۶ هزار ریال میباشد (گزارش سالانه بودجه خانوار بانک مرکزی، ۱۳۹۳).

اما برای درآمد ناخالص سالانه؛ طبق اعلام مرکز آمار ایران در سال ۹۱ متوسط درآمد ناخالص سالانه یک خانوار شهری، استان تهران با حدود ۲۹۳ میلیون ریال (ماهانه حدود ۲۴ میلیون و ۴۰۰ هزار ریال) بیشترین و استان سیستان و بلوچستان با حدود ۱۲۴ میلیون و ۵۰۰ هزار ریال (ماهانه حدود ۱۰ میلیون و ۳۷۵هزار ریال) کمترین درآمد را دارا بودند. با در نظر گرفتن بیشترین و کمترین حد متوسط درآمد ناخالص سالانه، این رقم برای متوسط کشوری حدودا مبلغ ۲۰۹ میلیون ریال (ماهانه حدود ۱۷ میلیون و ۵۰۰ هزار ریال) می باشد (گزارش پایگاه خبری بانکداری الکترونیک، ۱۳۹۲).

فروش فایل متن کامل این پایان نامه با فرمت ورد در این لینک