وجوه فرق

هرچند بین مسئولیت مدنی و مسئولیت اخلاقی وجوه تشابه هست و اصولاً در مسئولیت مدنی اخلاقیات راه دارند اما وجود تمایزات مابین این دو موضوع برکسی پوشیده نیست. به همین سبب ذیلاً به صورت گذرا به این وجوه فرق اشارتی می شود.

۱- عمده ترین فرق بین مسئولیت مدنی و مسئولیت اخلاقی در ضمانت اجرای قضایی مسئولیت مدنی می باشد. زیرا که مسئولیت اخلاقی صرفاً مسئولیت درمقابل وجدان شخص خطاکار و خداوند می باشد که آن هم جنبه های اخروی و درونی می باشد درحالی که در مسئولیت مدنی، مسئولیت برای جبران زیان متضرر از فعل زیانبار پایه ریزی شده می باشد.[۱]

۲- راه یافتن فکر ناشایسته و مقاصد سوء و نامشروع در مغز بشر از نظر اخلاقی مکروه می باشد. اما در مسئولیت مدنی تا فکری جنبه بیرونی نیابد و در انجام دادن یا خودداری از کاری تجسم پیدا نکند نه خطایی محقق می شود و نه مسئولیتی بار می شود.[۲] به عبارت دیگر نیت پاک و خالص، موجب عدم استقرار مسئولیت اخلاقی برفرد می شود اما نیت و قصد نیک در انجام یا ترک کار ها ضرورتاً موجب رفع مسئولیت مدنی            نمی شود.

۳- در مسئولیت مدنی هدف اصلی جبران ضرر و زیان وارده می باشد که به واقع عقوبتی بر زیان زننده و مرتکب فعل زیان بار می باشد درحالی که مسئولیت اخلاقی شامل پاداش         (در کنار عقوبت) اعمال و افکار می باشد. برای مثال وقتی که ما به تعهدات اخلاقی از قبیل وفای به عهد، صداقت و کمک به هم نوع پایبندیم از ناحیه وجدان ما پاداش درونی که همانا رضایت از فعل یا ترک فعل خویش می باشد احساس می کنیم که خود نتیجه اجرای مسئولیت اخلاقی می باشد.

۴- تحقق مسئولیت مدنی منوط به ورود ضرر ناشی از فعل زیان بار شخصی به دیگری می باشد اما در مسئولیت اخلاقی صرف اقدام ناشایست سبب تحقق مسئولیت می باشد اعم از آن که درنتیجه این فعل زیان بار زیانی به دیگری وارد شده باشد و یا این که ضرری به دیگری تحمیل نشده باشد.[۳]

۵- در مسئولیت اخلاقی ممکن می باشد فرد هم نسبت به خود مسئولیت پیدا کند (مانند تکریم به نفس و پرهیز از خودکشی) و هم نسبت به اجتماع (مانند کمک به افراد خانواده و جامعه) لیکن در مسئولیت مدنی هیچ گاه فرد در برابر خود مسئولیت مدنی ندارد زیرا که جمع بین متضرر و مقصر امری بیهوده و بلا اثر می باشد.

۶- در مسئولیت مدنی وقتی بین خسارت وارده و فعل زیان بار فاعل ارتباط سببیت وجود داشته باشد و خسارت وارده به فاعل قابلیت انتساب را داشته باشد حقوق در مسئول شناختن مرتکب (حتی در فرضی که بین خطا و زیان تناسبی مستقر نیست) تردید به خود راه نمی دهد. امری که درمسئولیت اخلاقی خلاف قاعده و ناعادلانه می نماید و اخلاق تناسب بین درجه تقصیر و میزان مسئولیت را لازم می داند.[۴]

گفتار سوم: مسئولیت مدنی و مسئولیت کیفری

به سیاق گفتار قبل در این گفتار نیز در دو بند به صورت پی در پی و اختصار وار وجوه تشابه و فرق مسئولیت مدنی و مسئولیت کیفری مطالعه خواهند شد.

بند اول: وجوه تشابه

در قدیم مسئولیت مدنی و کیفری با هم مخلوط بوده و مجازات شخصی که جرمی مرتکب می شد در بسیاری از جرایم پرداختن خسارات به قربانی خود بود.[۵] اما بایستی پذیرفت نتیجه و خروجی این مسئولیت اصولاً یکسان می باشد زیرا که در واقع هدف مشترک مسئولیت مدنی و مسئولیت کیفری کاستن از رفتارهای ناشایست و مکافات مرتکب و جلوگیری از وقوع و ورود ضرر (به فرد یا اجتماع) می باشد که نتیجتاً این دو رشته از حقوق را به هم مربوط می کند.[۶]

بعضی از حقوقدانان مسئولیت کیفری و مدنی را تحت عنوان واحدی به نام «مسئولیت حقوقی» و درمقابل «مسئولیت اخلاقی» مورد مطالعه قرار می دهند.[۷] از نظر منطقی بین این دو مسئولیت ارتباط عموم وخصوص من وجه هست زیرا بعضی از اعمال جرم بوده اما سبب تحقق مسئولیت مدنی نمی شود (مانند شروع به جرم سرقت، شروع به جرم کلاهبرداری، جرایم سیاسی و…) و برعکس بعضی اعمال سبب مسئولیت مدنی بوده اما جرم نمی باشند (مانند ایراد خسارت غیرعمدی در اثر یک تصادف خسارتی و یا خساراتی که مالک یک ملک در اثر استفاده غیرمتعارف به ملک مجاور وارد می آورد). فصل مشترک این دو مسئولیت در جایی نمود پیدا می کند که عملی واحد واجد هر دو مسئولیت مدنی و کیفری می باشد. به عبارتی از یک سو مسئولیت کیفری به حکم قانون بر آن بار می شود و از سوی دیگر مرتکب فعل زیان بار در برابر زیان دیده مسئول جبران ضرر خواهد بود.[۸]برای مثال وقتی راننده مقصر به اتهام بی احتیاطی در امر رانندگی منتهی به ایراد صدمه بدنی غیرعمدی مورد تعقیب قرار می گیرد راننده غیر مقصر این حق را دارد که ضرر و زیان ناشی از جرم (خسارت وارده به وسیله نقلیه و…) را مطالبه کند. هم چنین وقتی سرقتی واقع می شود دادگاه علاوه بر مجازات مرتکب حکم به جبران ضرر و زیان متضرر از جرم صادر خواهد کرد.[۹]

بند دوم: وجوه فرق

از مجموع مباحث حقوق دانان می توان وجوه فرق زیر را بین این دو مسئولیت مشاهده نمود.

۱- هدف از مسئولیت کیفری غالباً حفاظت و صیانت ازجامعه و برقراری نظم وحفظ آن درجامعه می باشد در حالی که هدف اصلی مسئولیت مدنی احقاق حق و جبران ضرر و زیان می باشد.

۲- در امور مدنی به ویژه مسئولیت مدنی، قانون گذار به اظهار احکام کلی مسئولیت اشخاص اکتفا می کند و از احصاء و حصر آن برای حفظ حقوق افراد و زیان دیدگان خودداری می ورزد، درحالی که در مسئولیت کیفری به علت ارتباط آن با جان، مال، آبرو و حیثیت متهم اصل قانونی بودن جرایم و مجازات ها مجری می باشد.[۱۰] به این معنی که در حقوق جزا اگر عملی هرچند نامطلوب، صورت پذیرد اما قانون گذار آن را جرم تلقی ننموده باشد عامل این اقدام، استحقاق مجازات را ندارد. هم چنین اگر عملی در قانون منع شده باشد اما برای آن مجازات تعیین نشده باشد باز هم مرتکب قابل مجازات نیست.[۱۱]

۳- قلمرو این دو مسئولیت نیز چنان که معروض افتاده دارای تمایزاتی می باشد به این معنی که پاره ای از جرایم زیرا برای اشخاص خسارتی ایجاد نمی کنند با مسئولیت مدنی همراه نیست مانند جرایم سیاسی و ولگردی، بر عکس بعضی از مسئولیت های مدنی نیز جرم محسوب نمی شوند چنان که هرگاه مالکی در ملک خود تصرفی خارج ازحدود متعارف بکند و از این راه زیانی به همسایه برسد از لحاظ مدنی مسئول می باشد اما مجرم نیست.[۱۲]

۴- مسئولیت کیفری معمولاً بدون تقصیر یا سوء نیست محقق نمی شود اما در مسئولیت مدنی تحمیل مسئولیت بر فاعل زیان کار هیمشه منوط به تقصیر مرتکب نیست.[۱۳]

هم چنین در مسئولیت کیفری مجازات متناسب با تقصیر ارتکابی می باشد، در حالی که امکان دارد در مسئولیت مدنی خطایی ناچیز، ضرر و زیان بسیار زیادی را به بار آورد و عامل ورود ضرر به جبران کامل آن محکوم شود.[۱۴]

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

برای دیدن جزییات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک انتهای صفحه مراجعه نمایید:

متن کامل پایان نامه

متن کامل