چهارچوب نظری پژوهش

چهارچوب نظری بنیادی می باشد که تمامی پژوهش برآن استوار می شود. این چهارچوب شبکه ای می باشد منطقی، توصیفی و پرورده مشتمل بر روابط موجود میان متغیرهایی که در پی اجرای فرآیندهایی زیرا مصاحبه، مشاهده و مطالعه پیشینه شناسایی شده اند. این متغیرها ناگزیر با مساله پژوهش مرتبط هستند. پس از شناسایی متغیرهای مناسب بایستی شبکه ای از روابط میان متغیرها تدوین شود تا بتوان فرضیه های مرتبط با آن ها را پدید آورد و سپس آزمود. نتایج آزمون فرضیه ها ( که متضمن تأیید یا عدم تأیید می باشد)، درجه حل شدن مشکل به یاری یافته های پژوهش آشکار می شود. به این ترتیب، چهارچوب نظری گام مهمی در فرآیند پژوهش به شمار می آید.

با در نظر داشتن موضوع پژوهش بایستی دانست که نرخ بازده حقوق صاحبان سهام تحت تاثیر روش تامین مالی می باشد. اگر بازدهی که یک شرکت به دست می آورد بیش از نرخ بهره ی وام باشد در چنین شرایطی هر چه نسبت بدهی بیشتر باشد نرخ بازده حقوق صاحبان سهام افزایش می یابد اما برعکس اگر نرخ بازده سرمایه شرکت از نرخ بهره وام کمتر باشد هر چه نسبت بدهی بیشتر باشد نرخ بازده صاحبان سهام کاهش می یابدنرخ بازده سهام نیز دارای معایبی می باشد پس نرخ بازده حقوق صاحبان سهام تحت تاثیر روش تامین مالی می باشد. برای مقایسه نرخ بازده شرکت ها به جای نرخ حقوق صاحبان سهام بایستی نرخ بازده دارایی های شرکت مدنظر باشد. شرکتی که از وام استفاده کرده می باشد صرفه جویی مالیاتی بدست می آورد و شرکتی که از وام استفاده نکرده طبعاً صرفه جویی مالیاتی ندارد. نرخ بازده شرکت زمانی نشان دهنده موفقیت شرکت می باشد که از متوسط نرخ هزینه سرمایه شرکت بیشتر باشد. نرخ بازده به تنهایی بدون مقایسه با متوسط نرخ هزینه سرمایه، معیار غلط برای اظهار نظر و قضاوت درمورد ی عملکرد شرکت خواهد بود. (جهانخانی و همکاران، ۱۳۷۴، ص ۷۰)

در مورد سود انباشته بایستی گفت که آن از سودهای باقی مانده در واحد انتفاعی پس از پرداخت سود سهام تشکیل می‎شود.  تفاوت عمده میان سود انباشته و منابع تأمین مالی دیگر این می باشد که سود انباشته به مبلغ موجود محدود می باشد و ضمنا مستلزم تحصیل وجوه از اشخاص خارج از واحد انتفاعی (اعطا کنندگان تسهیلات و سهامداران جدید )نیست، اما تأمین مالی از طریق سود انباشته موجب کاهش سود سهام قابل پرداخت به سهامداران فعلی خواهد شد. به اظهار دیگر در دسترس بودن سود انباشته نه تنها به سود های تحصیل شده توسط واحد انتفاعی بستگی دارد بلکه با سیاست پرداخت سود سهام آن نیز مرتبط می باشد. واحدهای انتفاعی  معمولا از کاهش سطح پرداخت سود سهام خود حتی در مواقعی که موقتا سود کاهش یافته می باشد نیز پرهیز می کنند. این قبیل سیاست های موجب می شود که سود انباشته در دسترس به تناسب تغییر در سود شدیدا نوسان نماید. پس مدیر مالی نمی تواند برای تأمین مالی سرمایه گذاری های انتفاعی تنها بر سود انباشته اتکاء کند.

در مورد استقراض در قالب وام نیز بایستی گفت اگر سازمانی وجوهی را که برای سرمایه گذاری نیاز دارد قرض بگیرد در این صورت بهره ای را بایستی پرداخت کند که در صورت زیان نشان داده خواهد شد و برسود هر سهم تاثیر خواهد گذاشت. اگر سود حاصل از فعالیت پروژه جدید بیشتر از مبلغ هزینه سرمایه گذاری جدید باشد، عایدی هر سهم افزایش خواهد پیدا کرد.

در مورد انتشار سهام بایستی دانست که اگر قرار باشد شرکتی که از منابع خارج از سازمان تأمین مالی کند انتشار سهام در درجه دوم اهمیت (درست بعد از اوراق قرضه) قرار خواهد گرفت. واحدهای انتفاعی می توانند از طریق صدور و فروش سهام  به سرمایه گذارانی که قبلا سهامدار بوده و یا با خرید سهام جدید؛ سهامدار  شده اند، وجوه مورد نیاز خود را تأمین کنند. سهام یک نوع دارایی مالی می باشد که نشان دهنده مالکیت در یک شرکت می باشد.

 

 

سود انباشته 
انتشار سهام
استقراض
بازده سهام
نوع صنعت و اندازه شرکت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نمودار )۱-۱(مدل تحلیلی پژوهش

 

 

 

 

 

 

 

 

۱-۷) فرضیه های  پژوهش

فرضیه اصلی پژوهش عبارت می باشد از این که بین خالص تغییر در تامین مالی کل و بازده غیرعادی انباشته سهام با در نظر داشتن نوع صنعت، ارتباط معنی دار هست. برای مطالعه این فرضیه مدل خطی زیر جهت آزمون در نظر گرفته شده می باشد:

 

CARi,t+1=α+β۱ΔFINi,t+ β۲UXi,t+ β۳BETAi,t+ β۴SIZEi,t+ei,t+1

 

فرضیه های فرعی پژوهش عبارت می باشد از :

فرضیه فرعی اول : بین خالص تغییر در تامین مالی داخلی از محل سود پس از کسر مالیات و بازده غیرعادی انباشته سهام با در نظر داشتن نوع صنعت ارتباط معنی دار هست. برای مطالعه این فرضیه مدل خطی زیر جهت آزمون در نظر گرفته شده می باشد:

 

CARi,t+1=α+ β۱ ΔIFINi,t + β۲UXi,t+ β۳BETAi,t+ β۴SIZEi,t + ei,t+1

 

فرضیه فرعی دوم: بین خالص تغییر در تامین مالی خارجی از محل سهام و بازده غیرعادی انباشته سهام با در نظر داشتن نوع صنعت ارتباط معنی دار هست.

 

فرضیه فرعی سوم : بین خالص تغییر دربدهی ایجاد شده به مقصود تامین مالی و بازده غیرعادی انباشته سهام با در نظر داشتن نوع صنعت، ارتباط معنی دار هست.

 

برای مطالعه این فرضیه ها یک  مدل خطی جهت آزمون در نظر گرفته شده می باشد که به توضیح زیر می باشد:

 

CARi,t+1=α+ β۱ΔEquityi,t+ β ۲ΔDebti,t+ β۳ ΔIFINi,t+ β۴UXi,t+ β۵BETAi,t+ β۶SIZEi,t + ei,t+1

 

 

 

 

بازده غیرعادی انباشته سهام : CAR

خالص تغییر در تامین مالی کل :ΔFIN

خالص تغییر در بدهی های ایجاد شده به مقصود تامین مالی:Δdept

خالص تغییر در تامین مالی داخلی:ΔIFIN

خالص تغییر در سرمایه تامین شده از محل منابع خارجی: ΔEquity

اندازه شرکت:SIZE

ضریب تغییرات سود عادی:BETA

ضریب خطا:ei ,t+1

سودهای غیر عادی شرکتiدر زمانT uxi,t:

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید