پس در تعریف انگیزش می توان گفت که مجموعه نیروها ی پیچیده ای می باشد شامل سائقه ها ، نیازها ، حالات تنش یا دیگر مکانیسم هایی که فعالیت اختیاری را برای کسب اهداف مشخصی مشروع و حفظ می کنند ( هوی و میسکل ،۱۳۷۱)

انگیزش عبارت می باشد از تمایل به انجام کار.

زمانی اعتقاد بر این بود که انگیزش از بیرون به شخص تزریق می شود ، اما امروزه ثابت و مشخص شده که هر شخصی به وسیله ی نیروها و عوامل متفاوتی دارای انگیزه می شود.

 

جو انگیزشی :  شرایطی می باشد که در آن افراد سازمانی به سختی و با  بهره وری تمام مشغول به کار می گردند ، زیرا که آن ها می خواهند این کار را انجام دهند .(امین شایان جهرمی،۱۳۸۲)

بشر  بدون  انگیزه های بیرونی و درونی نمی تواند به کار خود ادامه دهد اما تحقیقات تجربی نشان می دهد که انگیزه درونی می تواند تأثیر سازنده تری در تحقق خلاقیت داشته باشد . اگر انگیزه از درون بجوشد کار برای افراد جالب و لذت بخش می باشد . انگیزه بیرونی براساس عوامل خارجی می باشد ، به طور مثال برای بردن جایزه ، یا انجام دستورات اغلب با رضایت مندی درونی توأم نیست .

در هر حال انگیزه امری کاملاً فردی می باشد ، یعنی یک کار معین ممکن می باشد تنها برای یک فرد خاص در یک موقعیت زمانی خاص جالب باشد .

چگونه می توان فهمید برای کاری انگیزه ی درونی هست ؟ فردی که دارای انگیزه درونی می باشد چه می کند ؟ چه می گوید؟ و چه احساس می کند؟

قسمت اعظم انگیزه درونی علاقه می باشد ، که این علاقه منجر به تعهد به کار می شود. چنان که فرد با نهایت پشتکار و دقت به آن کار می پردازد . کار برای او نشاط آور می شود.

انگیزه درونی باعث می شود فرد همه مسائل جنبی را رها کرده و بر فعالیت اصلی متمرکز شود.(حسینی ، ۱۳۷۸، ص۶۷)

لندی (۱۹۷۸) دریافت که بین رضایت شغلی ، میزان تولید و انگیزش و نوآوری و سلامت جسمی و روحی ارتباط هست.

 

نظریه نیازهای سه گانه مک کللند[۱]

این نظریه در محیط سازمانی برای درک انگیزه ها کاربرد و اهمیت  زیادی دارند.

نیاز به کسب موفقیت : کوشش و پویایی برای درخشیدن و کسب موفقیت .

نیاز به کسب قدرت : یعنی دیگران را وادار کنیم تا به گونه ای مخالف رفتار همیشگی خود رفتار کنند .

نیاز به ایجاد ارتباط با دیگران :  تمایل به ایجاد ارتباط و داشتن روابط متقابل و دوستانه با دیگران. (رابینز ،۱۳۸۰)

نیاز به کسب موفقیت عبارت می باشد از خواسته های فرد برای رسیدن به هدف خود و انجام کاری مؤثرتر از قبل .

نیاز به کسب موفقیت در دو سطح فرد و جامعه مورد مطالعه قرار می گیرد . هدف اصلی مطالعات در سطح فردی ، دست یابی به ویژگی های افراد می باشد یعنی شناخت کسانی که دارای نیاز به کسب موفقیت بالایی هستند ،کشف پی آمد های مرتبط با کسب موفقیت و یافتن روش های افزایش کسب موفقیت .

مک کللند تأکید داشت شخصی که برای احراز موفقیت نیازمندی های بالایی دارد ،از ویژگی های معینی برخوردار می باشد که او را به انجام بهتر کارها و پیشبرد وظایف خویش در بعضی موقعیت ها ترغیب می کند.

تحقیقات نشان می دهد ، کسانی که در آن ها انگیزه ی کسب موفقیت بسیار شدید می باشد در فعالیت هایی که به  نوآوری  و خلاقیت نیاز دارند بسیار موفق هستند . یکی از ویژگی های افراد توفیق طلب ، تعهد (مشغول بودن کاری) آن هاست . ایشان در مسیر رفتن به محل کار ، هنگام صرف نهار و در منزل به کار فکر می کنند .کنار گذاشتن کار برای آن ها مشکل می باشد و هنگامی که مجبور می شوند کار کردن روی یک پروژه ی تکمیل شده را متوقف کنند دچار ناکامی می شوند . در نهایت این افراد خودشان مسئولیت کارهایی را که بایستی انجام دهند می پذیرند .آن ها به طور معمول داوطلب پذیرفتن وظایف اضافی هستند و واگذاری بخشی از کار به دیگران برایشان مشکل می باشد . به همین ترتیب هنگامی که آن ها بدون کمک دیگران نسبت به دیگر همکاران خود ،کار بیشتری انجام می دهند احساس موفقیت می کنند.

[۱] – David c.Mccleeland

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید