شرکت افراد در فعالیت ها  و تعهد کاری

شرکت افراد در فعالیت ها می تواند به عنوان یک قوه محرکه تأثیر فراوانی داشته باشد ، وقتی در افراد سازمان این احساس به وجود می آید ، که کار از طریق مشارکت ، باعث بروز خلاقیت فردی و اجتماعی و در نهایت عملکرد شخصی در سطح بالایی (تعهد ) خواهد شد .( سرمدی ،۱۳۷۵ ، ص۹۹)

مشارکت دادن این افراد در برنامه ریزی و ارزشیابی و فراهم آوردن بازخورد مناسب ،ممکن می باشد سب بروز تعهد و خلاقیت بیشتر در افراد شود .( طباطبایی بافقی،۱۳۷۸)

همچنین مسئله وفاداری فرد به سازمان هنگامی به اثبات می رسد که مدیران رده بالای سازمان کارها را شب ها به خانه ببرند ، تعطیلات آخر هفته به محل کار خود بیایند و حاضر شوند به شهرهای کوچکی منتقل گردند. (رابینز ،جلد دوم ،۱۳۷۸، ص ۴۷۵)

بهرنگی (۱۳۷۸) معتقد می باشد اگر مسئول و مدیر اداری ،توانایی ترغیب افراد به مشارکت در امور سازمان را داشته باشند ، می توان نتیجه گرفت ادارات آموزش و پرورش می توانند با فهم نیازها، عقاید ،انتظارات و انگیزه های کاری در شناخت ، آموزش و حفظ مدیران موفق و با رغبت ، توان کاری سازمان های مدارس خود را افزایش دهند.ادارات آموزش و پرورش  با سهیم کردن مدیران آموزشی که خود به نوعی نماینده دبیران آموزشگاه خویش هستند و با اقدام مشارکت جویانه در اتخاذ تصمیم های جدید ، می توانند موجب رشد شخصیت ، خود رهبری و بالا بردن توان کاری ، افزایش انگیزه و رغبت ، رضایت شغلی ، نوآوری ، خلاقیت و یافتن راه ها و روش های بهتر انجام کار مدیران شوند و بالا رفتن احساس تعهد آن ها را به کار و سازمان موجب شوند. (نبیئی ،۱۳۸۰)

شماری از مدیران درگیر شدن در کار را به اشتباه به مشارکت تعبیر می کنند .اینان در حرکت های کالبدی مشارکت وارد می شوند ، یعنی نشست هایی برپا می کنند ، از دیگران نظرخواهی می کنند و به کارهایی از این شمار می پردازند ، اما در واقع جویای اندیشه و نظری جز نظر و اندیشه ی خود نیستند و این به عبارتی سرگرم شدن می باشد نه مشارکت و تعهد .( سلیمی ،۱۳۸۰)

 

تعهد سازمانی[۱]

همان طور که عنوان شد مقصود از تعهد ، قبول شرط و پیمان و خود را ملزوم به انجام عملی کردن آن باشد .رایلی و کالدول ، تعهد را به عوامل و انگیزه های درونی و برونی شغل تقسیم می کنند.

سامرز تعهد مؤثر را نوعی وابستگی و انظمام به سازمان می داند. (واحدی ، ۱۳۸۱)

به نظر اتزیونی  در صورتی که حرمت ، منزلت و حیثیت افراد از طریق تدبیر الگوهای مثبت نظیر گرامی داشت ها ، اعطای مرتبه ها و توصیه ها تحت تأثیر قرار داده شود . در آنان التزام شدید و مثبت یعنی تعهد به وجود خواهد آمد و در غیر این صورت در کارکنان ، التزام منفی یا از خود بیگانگی ایجاد خواهد شد . ( واحدی ،۱۳۸۱)

از تعهد سازمانی تعریف های متعددی به اقدام آمده می باشد. تعهد سازمانی اغلب تعریف شده می باشد ، به عنوان:

۱) تمایل قوی برای بقای عضو در یک سازمان

۲)تمایل برای کوشش بسیار زیاد برای سازمان

۳) باور قاطع در قبول ارزش ها و اهداف سازمان

به عبارت دیگر ، تعهد سازمانی یک توجه درمورد ی وفاداری کارکنان به سازمان و یک فرایند مستمر می باشد که به واسطه ی مشارکت افراد در تصمیمات سازمانی ، توجه افراد به سازمان و موقعیت و رفاه سازمان را می رساند.

تعهد سازمانی ناشی از عوامل و متغیرهای مختلفی می باشد که نتایج مختلفی به دنبال دارد .مدل زیر عوامل مؤثر بر تعهد و نتایج حاصل از تعهد سازمانی را نشان می دهد.

 

این مدل توسط ریچارد ام ،استیرز[۲] ابداع شده می باشد . ( مقیمی ،۱۳۸۰)

شکل  ۱ :(( مدل عوامل مؤثر بر تعهد سازمانی و نتایج آن))در ارتباط با تعهد سازمانی مطالعات مختلفی صورت گرفته که یکی از مهم ترین این مطالعات به وسیله ((میروآلن[۳])) صورت گرفته و مدلی سه بعدی ارائه شده می باشد . ابعاد این مدل عبارتند از :(مقیمی ،۱۳۸۰)

۱) تعهد عاطفی[۴] : شامل وابستگی عاطفی کارکنان به تعیین هویت با سازمان و درگیر شدن (التزام )در فعالیت های سازمانی می باشد.

۲)تعهد مستمر[۵] : شامل تعهدی که مبتنی بر ارزش نهادن به سازمان می باشد و کارمند در زندگی سازمان سهیم می شود.

۳) تعهد تکلیفی [۶] ( هنجاری) : شامل احساسات افراد مبنی بر ضرورت ماندن در سازمان می باشد.

پورتر و همکارانش (۱۹۷۴) تعهد سازمانی را پذیرش ارزش های سازمان و درگیر شدن در سازمان تعریف می کنند و معیارهای اندازه گیری آن را شامل انگیزه ، تمایل برای ادامه کار و پذیرش ارزش های سازمان می دانند

[۱] – Organization commitment

[۲] -Richard M.steers

[۳] – Meyer & Allen

[۴] – Affective commitment

[۵] – Continuance commitment

[۶] – Normative commitment

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید