کالیبراسیون آرایه با فرض وابستگی خطای گین و فاز به جهت زاویه آنتن از گذشته تا به حال یک مشکل اساسی بوده می باشد. یک الگوریتم خودکالیبراسیون در اینجا برای حل این مشکل اظهار می گردد که ISM[1]نامیده می گردد. این روش  با کمک گرفتن از چند المان کالیبره شده(آزمایشی)می تواند اقدام خود کالیبراسیون آرایه (وابسته به جهت آنتن) را در حضور چند منبع مجزا انجام بدهد.  ISM می تواند به هر شکل دلخواه از آرایه مانند آرایه های خطی اعمال بشود و فقط از طریق جستجوی یک بعدی یا ریشه گیری چندجمله ای اقدام می کند بدون اینکه نیاز به جستجوی غیرخطی با ابعاد بالا داشته باشد و یا اینکه از مشکل همگرایی رنج ببرد.

برخلاف مزایایی که روش های تجزیه ویژه برای تخمین DOA دارندکاربرد آنها در سیستم های واقعی بسیار محدود شده می باشد. یکی از علت های مهم آن پیچیدگی عملی ای می باشد که برای کالیبره کردن مانیفولد آرایه دارند زیرا عملکرد این الگوریتم ها وابسته به دقت مانیفولد آرایه می باشد.

اگرچه بسیاری از الگوریتم های کالیبراسیون چه خودکالیبراسیون و چه کالیبراسیون با منابع کمکی در مکان های معلوم به گونه گسترده ای اظهار شده اند اما آنها برای خطای گین و فاز آرایه تقریبا یک مدل مستقل از جهت زاویه آنتن فرض می کنند. الگوریتم های بسیار کمی برای کالیبراسیون آرایه طراحی شده اند که خطای گین و فاز را وابسته به جهت زاویه آنتن در نظر بگیرند. با این تفاصیل بعضی از این الگوریتم ها مانند الگوریتم Weiss مسأله تخمین DOA را  تحت مدلی از خطای گین که وابسته به جهت زاویه می باشد را اظهار می کنند این در حالی می باشد که این دسته از الگوریتم ها نیاز به آگاهی کامل از فاز آرایه دارند.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه ارشد در مورد مسیریابی بهینه فیدرها در سیستم توزیع درحضور مولدهای پراکنده بمنظور کاهش هزینه های سرمایه گذاری و تلفات با استفاده از الگوریتم ژنتیک

 متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد

می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

دسته‌ها: دسته‌بندی نشده